واما من و آتلیه و عکس هام:
مامان زهره و بابایی من رو در تاریخ پنجم مرداد ماه هزار و سیصدو نود یک شمسی به اولین آتلیه عمرم بردند. آتلیه سها که اونجا عمو علی خیلی مهربون بود و حسابی تلاش کرد تا از من عکس های خوشگل بگیره! من هم که معرف حضورتون هستم انقدر آروم و آقا نشستم تا عکس از بنده بگیرن که نگو!!!!!!!!! نه بابا باور نکنید یه وقت!!!!!! مگه من یک جامی نشستم! این چندتا عکس از بنده به همراه مامان زهره جون و بابا مجید عزیزم. ...






